˙°•.✿.βąℋąᖇί.✿.•°˙


*دخترها**:*
. توی ماهیتابه روغن میریزن
. اجاق گاز زیر ماهیتابه رو روشن میکنن
. تخم مرغها رو میشکنن و همراه نمک توی ماهیتابه میریزن
. چند دقیقه بعد نیمروی آماده رو نوش جان میکنن

*پسرها**:*
. توی کابینتهای بالایی آشپزخونه دنبال ماهیتابه میگردن
. توی کابینتهای پایینی دنبال ماهیتابه میگردن و بلاخره پیداش میکنن
. ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن
. توی ماهیتابه روغن میریزن
. توی یخچال دنبال تخم مرغ میگردن
. یه دونه تخم مرغ پیدا میکنن
. چند تا فحش میدن
. دنبال کبریت میگردن
. با فندک اجاق گاز رو روشن میکنن و بوی سرکه همراه دود آشپزخونه رو بر میداره
۰. ماهیتابه رو میشورن (بگو چرا روغنش بوی ترشی میداد!
. ماهیتابه رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن واقعی میریزن
. تخم مرغی که از روی کابینت سر خورده و کف آشپزخونه پهن شده رو با دستمال پاک
میکنن
. چند تا فحش میدن و لباس میپوشن
. میرن سراغ بقالی سر کوچه و ۲۰ تا تخم مرغ میخرن و برمیگردن
. تلویزیون رو روشن میکنن و صداش رو بلند میکنن
. روغن سوخته رو میریزن توی سطل و دوباره روغن توی ماهیتابه میریزن
. تخم مرغها رو میشکنن و توی ماهیتابه میریزن
. دنبال نمکدون میگردن
. نمکدون خالی رو پیدا میکنن و چند تا فحش میدن
. دنبال کیسهء نمک میگردن و بلاخره پیداش میکنن
. نمکدون رو پر از نمک میکنن
. صدای گزارشگر فوتبال رو میشنون و میدون جلوی تلویزیون
. نمکدون رو روی میز میذارن و محو تماشای فوتبال میشن
. بوی سوختگی رو استشمام میکنن و میدون توی آشپزخونه
. چند تا فحش میدن و تخم مرغهای سوخته رو توی سطل میریزن
. توی ماهیتابه روغن و تخم مرغ میریزن
. با چنگال فلزی تخم مرغها رو هم میزنن
. صدای گــــــــــل رو از گزارشگر فوتبال میشنون و میدون جلوی تلویزیون
. سریع برمیگردن توی آشپزخونه
. تخم مرغهایی که با ذرات تفلون کنده شده توسط چنگال مخلوط شده رو توی سطل
میریزن
. ماهیتابه رو میندازن توی سینک
. دنبال ظرفهای مسی میگردن
. قابلمهء مسی رو روی اجاق گاز میذارن و توش روغن و تخم مرغ میریزن
. چند دقیقه به تخم مرغها زل میزنن
. یاد نمک میفتن و میرن نمکدون رو از کنار تلویزیون برمیدارن
. چند ثانیه فوتبال تماشا میکنن
. یاد غذا میفتن و میدون توی آشپزخونه
. روی باقیماندهء تخم مرغی که کف آشپزخونه پهن شده بود لیز میخورن
. چند تا فحش میدن و بلند میشن
. نمکدون شکسته رو توی سطل میندازن
. قابلمه رو برمیدارن و بلافاصله ولش میکنن
. چند تا فحش میدن و انگشتهاشون که سوخته رو زیر آب میگیرن
. با یه پارچهء تنظیف قابلمه رو برمیدارن
. پارچه رو که توسط شعله آتیش گرفته زیر پاشون خاموش میکنن
. نیمروی آماده رو جلوی تلویزیون میخورن و چند تا فحش میدن





تاريخ : ٧ تیر ۱۳٩۱ | ۱٠:٢٦ ‎ق.ظ | نویسنده : bahar khanoom | نظرات ()
Design By : Mihantheme