.......................................آغوش................................

آغوش....

 

وقتی با اصرار مرا می خوانی ... 

 

وقتی با چشم های بسته گرمای نفسهایت را احساس می کنم ... 

 

من این انتظار عاشقانه را می پرستم ... 

 

تمام روز انتظار تا تو بیایی ... 

 

آغوش من فقط اندازه تو جا دارد ... 

 

اگر خوب گوش کنی 

 

این ضربان های تند و پی در پی قلبم را می شنوی 

 

تو را فریاد می زنند ... 

 

مخاطب کلامم که هیچ ... 

 

مخاطب ضربا نهای قلبم هم تویی ... 

 

ببین تعبیر می کنم که گاهی خواب تو 

 

همان نهایت آرزوی من است ...

 

/ 2 نظر / 10 بازدید
عباس

ای پادشه خوبان ... ببخش امروز ب خودم خندیدم !! ب خودم تیکه انداختم !! ؟؟ وقتی داشتم برا ظهورش دعا میکردم

یه دوست

واااااااااای پستای خاک بر سری [اضطراب][وحشتناک]