هی سرزنش . . .

نه قحطی گل که نبود از تو چرا خوشم اومد

قشنگ تر ازتو بود دلم قید تمومشون و زد

انگار چشام کور شده بود هیچکس و غیر تو ندید

تا او مدی تو زندگیم شدی یه مشکل جدید

♫♫♫

من بدترین و بهترین روزای عمرم با تو بود

تصورم خوب بود ازت اما چه سود اما چه سود

یه اشتباه چی داشت واسم خود خوری و هی سرزنش

از این به بعد من این دلو دست کسی نمیدمش

♫♫♫

نه قحطی یه چیزی بود فهمیدم اینو این دفعه

که تو وجودت این روزا پیدا نمیشه عاطفه

قحطی چی بود واسه من یه دل که زود دل نبره

این دل پر احساس من به درد تو نمیخوره

 

/ 1 نظر / 10 بازدید
ورامین نامه

سلام وقت بخیر وبلاگ خوبی داری خوشحال میشم به سایت ما هم سری بزنی هم تو وبلاگت لینکش کنی تا دیگران بیشتر با شهر ما آشنا بشن هم توش عضو بشی و از امکاناتش استفاده کنی