میخانه و مسیحیان

شهر کوچکی بود که در آن مشروبات الکلی فروخته
 
نمی شد و کسی هم استفاده نمی کرد. یک تاجر محلی
 
تصمیم گرفت که یک میخانه در این شهر باز کند.
 
گروهی از مسیحیان یک کلیسای محلی نگران این
 
اقدام بودند و به همین خاطر یک مراسم دعا و
 
نیایش ترتیب دادند و تمام شب تا سپیده صبح از
 
خدا می خواستند که کاری کند.
 
 
مدت کوتاهی پس از این مراسم در یک روز طوفانی
 
صاعقه ای به میخانه خورد و آن را خاکستر کرد.
 
 
 
مالک میخانه از کلیسا شکایت کرد و افرادی را که
 
در آن مراسم شرکت کرده بودند مسئول این حادثه می
 
دانست. قاضی دادگاه پس از بررسی اولیه این
 
شکایت، گفت:
 
«فارغ از اینکه این حادثه چگونه به
 
وجود آمده است، یک چیز روشن است؛ مالک میخانه به
 
دعا و نیایش اعتقاد دارد اما این گروه مسیحیان
 
نه!»
 
/ 0 نظر / 8 بازدید